ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

826

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

نيز خود دستوريست براى نگهدارى بدن از بيماريهاى تب دار [ 1 ] و گاهى اين نوع عفونت در عضو خاصى پديد ميآيد و بسبب آن بيمارى ويژه‌اى در آن عضو توليد مىشود و در بدن خواه اعضاى رئيسى يا جز آنها زخمهائى بروز مىكند و گاهى عضوى بيمار مىشود و در نتيجه قوائى كه در آن موجود است به بيمارى ميگرايد . اينهاست مجموعهء بيماريها و سرچشمهء آنها اغلب از غذاهاست و براى درمان كليهء آنها بايد بپزشك مراجعه كرد . و پديد آمدن اين گونه بيماريها در ميان شهرنشينان بيشتر است چه زندگى آنان مرفه‌تر و خوراكى افزونترى در دسترس آنان است و كمتر بيك نوع غذا اكتفا ميكنند و وقت معينى براى خوردن آن ندارند و غذاها را هنگام پختن با ادويه و سبزيها و ميوه‌هاى فراوان خواه تر و تازه يا خشك درمىآميزند و در اين باره بيك يا چند نوع اكتفا نميكنند ، زيرا چه بسا كه در يك روز از اقسام طبخ چهل گونه گياه و حيوان آماده مىسازند . اين است كه غذا داراى تركيب غريبى مىشود و چه بسا كه اين نوع غذا مناسب بدن و اعضاى آن نباشد . گذشته از اين در شهرها هوا به علت در آميختن آن با بخارهاى گنديده‌اى كه از فزونى فضولات حادث مىشود فاسد ميگردد ، در صورتى كه هوا به روح نشاط مىبخشد و نشاط روح به علت اثر حرارت غريزى به تقويت هضم غذا كمك مىكند . همچنين در ميان شهرنشينان ورزش وجود ندارد ، زيرا آنان غالبا در حال سكونت و آرامش‌اند و به هيچرو از ثمرات ورزش بهره‌مند نميشوند و هيچ نشانه‌اى از آن در ميان ايشان يافت نميشود . اين است كه بيماريهاى بسيارى در شهرها و بلاد بروز مىكند و به نسبت بروز امراض مردم شهرها به اين فن نيازمند ميشوند . ولى باديه‌نشينان معمولا داراى مواد غذائى اندكى هستند و بيشتر به علت آنكه حبوبات و غلات كمتر در نزد آنان يافت مىشود با گرسنگى دمساز ميباشند

--> [ 1 - ) ] « و اساس آن همان است كه در حديث آمده است » . اين جمله در چاپهاى مصر و بيروت اضافه شده است .